۸ سپتامبر ۲۰۲۶ - یک مطالعه‌ٔ جدید که در مجله Industrial Healthمنتشر شده است، به مقایسه عادات غذایی و ویژگی‌های سبک زندگی کارگران مرد و زن در قالب شیفت‌های کاری و کار روزانه در ژاپن پرداخته است. تمرکز این پژوهش بر رفتارهایی بوده که با سلامت بلندمدت در ارتباط هستند.

شیوع جهانی و اثرات سلامتیِ کارِ شیفتی

کارِ شیفتی (Shift work) در سراسر جهان رایج است و همچنان نقشی حیاتی در عملکرد صنایع و کسب‌وکارهای مدرن ایفا می‌کند. این مطالعه به آماری اشاره می‌کند که نشان می‌دهد ۱۸.۶ درصد از کارگران در ژاپن، ۲۸.۷ درصد در ایالات متحده و ۱۷.۰ درصد در اتحادیه اروپا، به صورت شیفتی شامل شیفت‌های شب، کار می‌کنند.

به‌طور کلی، کارِ شیفتی به کارهایی اطلاق می‌شود که به‌صورت دائمی یا مکرر، خارج از ساعات کاری معمولِ روز برنامه‌ریزی شده‌اند. در مقابل، کارِ روزانه معمولاً از برنامه‌های مرسوم روزانه پیروی می‌کند که به تثبیت روتین‌های روزانه کمک می‌کند. مطالعات اپیدمیولوژیک متعددی، کارِ شیفتی را با خطر بیشترِ پیامدهای نامطلوب سلامتی مرتبط دانسته‌اند. برای مثال، گزارش شده است که کارگران شیفتی با ریسک بالاتر ابتلا به بیماری‌های قلبی-عروقی، سرطان، چاقی و دیابت روبرو هستند.

یکی از عوامل پیشنهادی که زیربنای این خطرات سلامتی است، اختلال در «ریتم‌های شبانه‌روزی» (Circadian rhythms) است؛ همان ساعت داخلی بدن که خواب، بیداری و متابولیسم را تنظیم می‌کند. کارِ شیفتی اغلب منجر به الگوهای نامنظم کاری و غذایی می‌شود که می‌تواند باعث از هم گسیختگی فرآیندهای بیولوژیک شود. اعتقاد بر این است که این عدم انطباق ریتم شبانه‌روزی در درازمدت، در ایجاد بیماری‌های مزمن مانند چاقی، دیابت نوع ۲، بیماری‌های قلبی-عروقی و سندرم متابولیک نقش دارد.

مطالعات پیشین یافته‌های متفاوتی در مناطق و جمعیت‌های مختلف ارائه کرده‌اند و بسیاری از آن‌ها بر گروه‌های شغلی خاصی مانند پرستاران یا کارکنان هواپیمایی تمرکز داشته‌اند. پژوهش‌های انجام شده در شرق آسیا نیز رفتارهای غذایی نامطلوب‌تری را در میان کارگران شیفتی شناسایی کرده‌اند، از جمله مصرف کمتر برخی غذاهای سنتی و اتکای بیشتر به غذاهای آماده و راحت. نکته قابل توجه این است که همچنان شکاف‌های تحقیقاتی مهمی در مورد تفاوت‌های واقعی در انتخاب‌های غذایی، دریافت مواد مغذی و الگوهای خوردن مرتبط با کار شیفتی در مشاغل و جمعیت‌های مختلف وجود دارد.

مقایسه الگوهای تغذیه‌ای و سبک زندگی میان کارگران شیفتی و کارگران روزانه در ژاپن

این تحلیل مقطعی از داده‌های پیمایش ملی در «برنامه ملی سلامت و تغذیه ژاپن (NHNS)» در سال ۲۰۱۸ استفاده کرده است که سالانه توسط وزارت بهداشت، کار و رفاه و با پوشش تمامی ۴۷ استان اجرا می‌شود.

در این مطالعه، نمونه‌های مورد تحلیل شامل بزرگسالان شاغل در سنین ۲۰ تا ۶۴ سال بودند. افرادی که بیکار بودند، باردار یا در دوران شیردهی بودند، کمتر از ۴ روز یا ۲۴ ساعت در هفته کار می‌کردند، یا اطلاعات کلیدی مربوط به شاخص توده بدنی (BMI) یا برنامه کاری‌شان ناقص بود، از تحلیل کنار گذاشته شدند. نمونه نهایی شامل ۱۸۱۴ کارگر، متشکل از ۱۰۸۱ مرد و ۷۳۳ زن بود.

شرکت‌کنندگان بر اساس برنامه‌های کاری خوداظهاری، به دو گروه اصلی تقسیم شدند: کسانی که «کار روزانه» را گزارش کردند در گروه کارگران روزانه، و کسانی که «کار شیفت شب» یا «کار شیفتی» را گزارش کردند، در گروه کارگران شیفتی ادغام شدند. ساعات کاری دقیق، الگوهای شیفت و مدت‌زمان هر شیفت ثبت نشده بود.

دریافت روزانه غذا و مواد مغذی با استفاده از یک «گزارش غذایی خانگی نیمه‌وزنیِ یک‌روزه» ارزیابی شد. گروه‌های غذایی خاص (مانند ماهی و صدف، شیر و محصولات لبنی) و کل انرژی دریافتی روزانه از این گزارش محاسبه شد؛ به طوری که میزان دریافت گروه‌های غذایی نسبت به انرژی دریافتی، بر حسب گرم در ۱۰۰۰ کالری بیان گردید. پرسشنامه‌های خوداظهاری نیز معیارهای کلیدی در انتخاب غذا (مانند قیمت، ترجیح شخصی، ارزش تغذیه‌ای، راحتی و در دسترس بودن فصلی) را بررسی کردند. این پرسشنامه‌ها همچنین داده‌هایی درباره مدت زمان خواب و عادات کلی سبک زندگی ارائه دادند.

برای مقایسه نتایج بین کارگران شیفتی و روزانه، تحلیل‌ها بر اساس جنسیت طبقه‌بندی شد. میزان دریافت مواد غذایی، رفتارهای انتخاب غذا، شاخص توده بدنی (BMI) و مدت زمان خواب مورد بررسی قرار گرفتند. دریافت‌های تعدیل‌شده‌ی غذا و مواد مغذی با در نظر گرفتن سن، BMI، روزهای کاری و ساعات کاری تحلیل شدند، در حالی که پیامدهای طبقه‌بندی‌شده با استفاده از آزمون‌های کای‌اسکوئر (Chi-square) مقایسه گردیدند. از آنجایی که این مطالعه جنبه اکتشافی داشت، پژوهشگران برای مقایسه‌های آماری متعدد، تعدیل انجام ندادند.

الگوهای تغذیه‌ای و سبک زندگیِ وابسته به جنسیت در میان کارگران شیفتی و روزانه

ویژگی‌های دموگرافیک و شغلی در گروه‌های مختلف متفاوت بود. میانگین سنی تفاوت معناداری بین کارگران روزانه و شیفتی در هر دو جنس نداشت. با این حال، در میان مردان، کارگران روزانه دارای BMIبه‌طور معناداری بالاتر از کارگران شیفتی بودند، هرچند نسبت افرادی که در طبقه‌های زیروزن، وزن نرمال، یا اضافه وزن/چاق بودند، تفاوت معناداری نداشت.

انواع مشاغل و الگوهای کاری نیز تفاوت‌های جنسیتی آشکاری را نشان دادند. کارگران شیفتیِ مرد نسبت به مردان در گروه کار روزانه، احتمال بیشتری داشت که در حوزه‌های امنیتی، حمل‌ونقل و کار با ماشین‌آلات مشغول به کار باشند و احتمال کمتری داشت که در نقش‌های اداری یا دفتری فعالیت کنند. در مقابل، کارگران شیفتیِ زن احتمال بیشتری داشت که در مشاغل حرفه‌ای، فنی یا خدماتی کار کنند و احتمال کمتری داشت که در نقش‌های دفتری فعالیت کنند. نکته قابل توجه این است که زنانِ کار شیفتی همچنین گزارش کردند که در هفته، روزهای کاری بیشتری نسبت به زنانِ کار روزانه دارند، در حالی که این تفاوت در برنامه کاری مردان مشاهده نشد.

دریافت مواد غذایی به‌طور معناداری با برنامه کاری متفاوت بود. اگرچه چندین تفاوت از نظر آماری معنادار بودند، اما اکثر اندازه‌های اثر تغذیه‌ای کوچک بودند. کارگران شیفتیِ مرد، دریافت تعدیل‌شده‌ی کلی کمتری در گروه ماهی و صدف، از جمله ماهی و صدف خام داشتند. در میان زنان، کارگران شیفتی به‌طور مشخص دریافت تعدیل‌شده‌ی کمتری در گروه «ماهی و صدف خام» داشتند، در حالی که تفاوت تعدیل‌شده در کل دریافت ماهی و صدف از نظر آماری معنادار نبود. این کاهش مصرف ممکن است بر میزان دریافت اسیدهای چرب امگا ۳ زنجیره بلند ( EPAو DHA) که در ماهی‌ها فراوان است، تأثیرگذار باشد. با این حال، کل دریافت اسیدهای چرب غیراشباع امگا ۳ تفاوت معناداری بین گروه‌ها نشان نداد و EPAو DHAنیز به‌طور جداگانه اندازه‌گیری نشدند.

میزان مصرف روزانه شیر و محصولات لبنی در میان شرکت‌کنندگان زن، کارکنان شیفت (شب‌کاران) در مقایسه با زنان شاغل در ساعات روز، به‌طور معناداری کمتر بود. از آنجایی که لبنیات منبعی از کلسیم با قابلیت جذب زیستی، ویتامین D، پروتئین و سایر مواد مغذی هستند، این یافته می‌تواند پیامدهای مهمی برای سلامت استخوان داشته باشد. با این حال، میزان خودِ کلسیم دریافتی تفاوت معناداری نداشت و این مطالعه، پوکی استخوان، کمبود مواد مغذی یا سایر پیامدهای بالینی مربوط به استخوان را مورد ارزیابی قرار نداده بود.

علیرغم این تفاوت‌های رژیم غذایی، میزان کل کالری دریافتی روزانه بین کارکنان شیفت و کارکنان روز (در هر دو جنس) تفاوت معناداری نداشت. شاخص توده بدنی (BMI) در میان مردان شاغل در ساعات روز، اندکی بالاتر از مردان شیفت‌کار بود، در حالی که تفاوت معناداری در BMI میان زنان مشاهده نشد. با این حال، رفتار در انتخاب غذا متفاوت بود. مردان شیفت‌کار به‌طور معناداری بیشتر از سایرین، «ترجیحات غذایی» و «سهولت در دسترسی» را به‌عنوان عوامل مؤثر بر انتخاب‌های رژیمی خود گزارش کردند؛ با این حال، احتمال اینکه آن‌ها ارزش تغذیه‌ای یا فصل مواد غذایی را کمتر در نظر بگیرند، تفاوت معناداری نداشت. در مقابل، زنان شیفت‌کار نسبت به همتایان روزکار خود، کمتر تمایل داشتند که غذاها را بر اساس در دسترس بودن در هر فصل انتخاب کنند.

مدت زمان خواب نیز تفاوت میان این دو گروه را بیشتر نمایان کرد. مردان شیفت‌کار نسبت به کارکنان روز، احتمال بیشتری داشت که کمتر از ۵ ساعت در شب خوابیدن را گزارش کنند، هرچند این مسئله مربوط به اقلیتی از کارکنان شیفت بود و نه اکثریت آن‌ها. زنان شیفت‌کار نیز نسبت به کارکنان روز، احتمال کمتری داشتند که گزارش کنند بین ۷ تا ۸ ساعت در شب می‌خوابند. به‌طور کلی، الگوهای مدت زمان خواب در هر دو جنس بین کارکنان شیفت و کارکنان روز متفاوت بود؛ به‌طوری که ارتباط بین کار شیفتی و خواب کمتر از ۶ ساعت، به‌ویژه در مردان مشهود بود. این یافته‌ها نشان می‌دهد که چگونه برنامه‌های کاری غیرسنتی (غیرمتعارف) ممکن است با کوتاهی مدت زمان خواب مرتبط باشند.

نتیجه‌گیری

کار در شیفت‌های غیرمتعارف در ژاپن با تفاوت در الگوهای خواب و رژیم غذایی همراه بود؛ به‌ویژه مصرف کمتر غذاهای دریایی خام در هر دو جنس، مصرف کمتر ماهی و صدف در میان مردان، و مصرف کمتر لبنیات در میان زنان. میزان کل کالری دریافتی بین گروه‌های کاری مشابه بود، در حالی که مردان شیفت‌کار با احتمال بیشتری، «ترجیح شخصی» و «سهولت دسترسی» را هنگام انتخاب غذا ذکر کردند.

با نگاه به آینده، طرح‌های سلامت محیط کار و سلامت عمومی می‌توانند استراتژی‌های عملیاتی و هدفمندی را در نظر بگیرند؛ اقداماتی نظیر افزایش دسترسی به غذاهای غنی از مواد مغذی و حمایت از محیط‌های خواب بهتر. انجام تحقیقات آتی برای توسعه و ارزیابی برنامه‌های چندجانبه - که ترکیبی از راهنمایی‌های تغذیه‌ای، اصلاحات در محیط کار و سیاست‌های سلامت یکپارچه باشد- و همچنین برای تعیین اینکه آیا این رویکردها می‌توانند پیامدهای سلامت طولانی‌مدت را در میان کارکنان شیفت بهبود بخشند یا خیر، ضروری است. از آنجایی که این مطالعه از نوع «مقطعی» بود، نمی‌توان ثابت کرد که کار شیفتی باعث بروز تفاوت‌های مشاهده‌شده در رژیم غذایی و سبک زندگی شده است، و یا اینکه این تفاوت‌ها متعاقباً باعث بروز بیماری‌های مزمن شده‌اند.

منبع:

https://www.news-medical.net/news/20260908/Working-shifts-may-change-more-than-your-sleep-schedule.aspx